اولين ويژگي يک خانواده بالنده اين است که هر کسي در جايگاه خودش قرار مي گيرد و نقش خودش را به خوبي ايفا مي کند

حجت الاسلام دکتر مهدي هادي- روان شناس: وقتي درباره ويژگي هاي خانواده موفق صحبت مي کنيم بايد توجه داشته باشيم که يک خانواده آرماني را در نظر مي گيريم ولي مي دانيم قرار نيست دقيقا همه خانواده ها همه اين ويژگي ها را داشته باشند؛ بلکه اين خانواده آرماني را ترسيم مي کنيم تا بدانيم براي رسيدن به کمال و لذت بردن از زندگي بايد چنين مسيري را طي کنيم و هر چقدر توانستيم به اين هدف نزديک تر بشويم قاعدتا موفقيت بيشتري به دست آورده ايم. بر اساس اين مقدمه به مناسبت روز جهاني خانواده ويژگي هاي يک خانواده بالنده و موفق را بيان مي کنيم؛ خانواده اي که تلاش مي کند در آن استعدادها شکوفا شود و افرادش به خوشبختي و سعادت دسترسي پيدا کنند.

 

۱ - مشخص بودن جايگاه و نقش اعضاي خانواده

اولين ويژگي يک خانواده بالنده اين است که هر کسي در جايگاه خودش قرار مي گيرد و نقش خودش را به خوبي ايفا مي کند. همانطور که در يک کشور هر مسئولي بايد در جايگاه خودش قرار بگيرد و نقش و وظيفه و حيطه فعاليتش معلوم باشد تا مملکت پابرجا و بالنده باشد، در خانه هم بايد همين اتفاق بيفتد؛ يعني بايد معلوم باشد پدر چه جايگاهي دارد و چه وظايفي بر عهده اش است. پدرها بايد نقش فرمانده کل و مديريت خانه را بر عهده داشته باشند. بايد معلوم شود مادر چه نقش و جايگاهي دارد؛ مادر نقش محور عاطفي و مدير داخلي خانه را دارد و افراد خانه حول مادر به فرماندهي پدر جمع مي شوند و تلاش مي کنند به خوشبختي و سعادت دست يابند. در خانواده هاي نا موفق افراد جايگاه خودشان را از دست داده اند و نقش ها معلوم نيست؛ يعني معلوم نيست چه کسي قرار است حرف آخر را بزند؛ معلوم نيست اگر خطايي اتفاق بيفتد چه تنبيهي بايد صورت بگيرد و اصلا معلوم نيست چه کسي قرار است اين تنبيه را اعمال کند.

 

۲ - عدالت و نبود تبعيض

ويژگي دوم خانواده موفق اين است که در چنين خانواده اي عدالت در تقسيم امتيازها و مسئوليت ها و عواطف وجود دارد. در ويژگي اول گفتيم پدر فرمانده و مادر محور عاطفي ومدير داخلي خانه است. در يک خانواده بالنده همه فشارهاي خدماتي روي يک فرد نيست. مثلا اين طور نيست که مادر موظف باشد تمام کارهاي خدمات رساني به ديگران را انجام بدهد يا سنگ صبور و پناهگاه عاطفي ديگران باشد، بدون اين که کسي به نيازها و عواطف او فکر کند. اگر اين اتفاق بيفتد مادر بعد از مدتي فرسوده مي شود و نقش واقعي خودش را از دست مي دهد و آسيب مي بيند. اگر قرار باشد تمام مسائل اقتصادي، درآمدها، حل و فصل ها، تصميم گيري ها به عهده پدر باشد، بعد از مدتي پدر ناتوان مي شود ضمن اين که ديگران هم در اين مسير رشد نمي کنند. پس در يک خانواده موفق تلاش مي شود امتيازات، مسئوليت ها و عواطف به صورت عادلانه تقسيم شود.

 

۳ - زندگي مسالمت آميز با ديگران به دور از ديکتاتوري

در خانواده بالنده مديريت بر روابط انساني تکيه دارد. منظور اين است که وقتي قرار مي شود مادر مدير داخلي خانه باشد و امور را سامان بدهد و پدر فرمانده کل و مدير خانواده باشد؛ پيش از آن که به رابطه هاي «من از تو بالاترم»، «من پدر توام»، «من شوهر توام»، «من مادر اين خانه ام» و... پرداخته شود، تاکيد روي روابط انساني است. من يک انسانم، ديگر اعضاي خانواده من هم انسانند. همانطور که من حق اظهار نظر دارم، ديگران نيز چنين حقي را دارند. شما مي بينيد در جامعه نبوي که پيامبر(ص) به عنوان اشرف مخلوقات زندگي مي کند و حکومت تشکيل داده و رهبر حکومت است؛ در موارد متعددي در مسجد النبي مي نشيند و مردم را دعوت مي کند که بياييد با هم مشورت کنيم. درست است که پيامبر(ص) بالاترين شخصيت عالم امکان است، اما به دو علت اجازه مي دهد ديگران هم اظهار نظر کنند. 1 - وقتي ديگران اجازه اظهار نظر دارند رشد مي کنند و نقص ها و کمالات خودشان را بهتر مي شناسند. 2 - پيوند هاي انساني محکم تر مي شود. وقتي من مي بينم محکوم هستم به آنچه که مقام بالاتر دستور مي دهد، احساس خوبي ندارم و ارتباطم با او خراب مي شود اما وقتي ببينم مي توانم اظهار نظر کنم، علاقه ام نيز به او بيشتر مي شود.

 

۴ - مثبت انديشي

بر خانواده هاي موفق مثبت انديشي حاکم است. مفهوم مثبت انديشي خوش خيالي و بي خيالي نيست. انسان مثبت انديش کسي است که به گذشته فکر مي کند، از آن عبرت مي گيرد، از زمان حال بهره مي گيرد و اميد دارد در آينده اتفاق هاي خوب بيفتد؛ بر داشته هاي خود تاکيد دارد و نداشته هاي خودش را مي پذيرد. به عنوان مثال کسي که عضو يک خانواده بالنده است و وضع مالي خوبي ندارد به جاي اين که به ديگر اعضاي خانواده حمله کند و با غر زدن و بي احترامي و پرخاش حال خود و ديگران را خراب کند، مي پذيرد که الان وضع مالي خوبي ندارد؛ بررسي مي کند چرا وضع مالي اش خوب نيست و چگونه مي تواند آن را بهتر کند؛ همچنين تلاش مي کند ببيند چه دارد تا از آن داشته ها براي سعادت و عاقبت به خيري استفاده کند. فرد مثبت انديش به دنبال شکوفايي استعداد هاي خود و ديگر اعضاي خانواده است؛ در حال و گذشته غرق و از آينده غافل نمي شود و از طرف ديگر آنقدر به آينده فکر نمي کند که امروز خودش را خراب کند.

 

۵ - ارتباط عاطفي مناسب اعضاي خانواده

پنجمين ويژگي خانواده موفق، تبادل عاطفي مناسب است. در خانواده هاي موفق تبادل عاطفي بسيار بالا و عالي وجود دارد. در اين خانواده ها افراد به راحتي نسبت به هم ابراز علاقه مي کنند، از موفقيت يکديگر خوشحال مي شوند، از نظر عاطفي يکديگر را حمايت مي کنند و به يکديگر احساس امنيت و آرامش مي دهند، سنگ صبور و راز دار يکديگرند و هر فرد، خانه خودش را آرام ترين محل دنيا مي داند.

 

۶ - قدرت حل مسئله

ويژگي ششم تلاش براي حل مشکلات است. در خانواده هاي معمولي و ناموفق روشي براي حل مشکلات وجود ندارد. اگر کسي دچار يک مشکل شود مورد حمايت واقع نمي شود و حتي مورد حمله قرار مي گيرد. شايد شما با چنين صحنه اي مواجه شده باشيد که گاهي يکي از اعضاي خانواده مرتکب اشتباهي مي شود و ديگر اعضا به جاي فکر کردن درباره حل مشکل به او حمله و او را سرزنش مي کنند که چرا مرتکب چنين خطايي شده است. چنين رفتاري صحيح نيست. ما بايد براي حل مشکلاتمان روش داشته باشيم. در برخورد با مشکلات اولين کاري که بايد انجام بدهيم تلاش براي جلوگيري از بيشتر شدن ضرر و جبران ضررهايي است که تا الان اتفاق افتاده. در اينجا لازم است به اين نکته هم اشاره کنيم که در يک خانواده بالنده علاوه بر اين که تشويق و حمايت وجود دارد، تنبيه هم هست. ولي تنبيه اولين اقدام نيست. بر اساس تشويق سعي مي شود فرد به کار خير وادار و از کارهاي بد دور شود. در برخورد با مشکل اولين گام تلاش براي حل آن است؛ در صورتي که نياز بود و در صورتي که تنبيه مي توانست به افراد کمال بدهد، تنبيه اعمال مي شود. بايد توجه داشت که منظور از تنبيه پرخاشگري، توهين و کتک زدن نيست بلکه تنبيه يعني آگاه کردن فرد که مي تواند به صورت محروم کردن او از يک امتياز يا برخي امتيازات باشد.

 

۷ - کسب تجارب جديد

ويژگي هفتم خانواده موفق، ايجاد فضا براي کسب تجارب جديد است. خانواده هاي ناموفق در کسب تجربه جديد ضعيف عمل مي کنند. در تمام سال هايي که کار مي کنند فقط يک مسير را از منزل تا سر کار طي مي کنند، يعني حاضر به تجربه ديگر فعاليت هاي اقتصادي نيستند. اگر براي تفريح به پارک مي روند، همه عمر، همين کار را انجام مي دهند و تفريح ديگري را امتحان نمي کنند، هميشه براي مسافرت به يک شهر مي روند و... اما خانواده موفق تلاش مي کند در فضاي امن و با رعايت مسائل قانوني و اخلاقي، تجربه هاي جديد کسب کند.

 

۸ - تامين نيازها و جبران خستگي ها در خانواده

هشتمين ويژگي خانواده موفق تلاش براي شناسايي نيازهاي اعضاي خانواده و تامين آن نيازهاست. يادمان باشد اگر خانواده محلي براي تامين نياز ها و جبران خستگي ها نباشد، فرد از آمدن به خانه و بودن در آن لذت نمي برد.

يک مرد بايد بداند مهم ترين و اصلي ترين جايي که مي تواند نيازهايش را در آن برآورده کند و خستگي هايش را از بين ببرد خانواده است. يک خانم خانه بايد مطمئن باشد که آنجايي که نيازهايش شناسايي و پاسخ داده مي شود تنها خانواده است و ديگر اعضاي خانواده نيز بايد چنين حسي را داشته باشند.

متاسفانه در خانواده هاي ناموفق، ساير اعضاي خانواده براي به دست آوردن فضاي امن و فضايي که بتوانند نيازشان را برآورده کنند مجبور مي شوند از خانواده بيرون بروند که اين اتفاق باعث متزلزل شدن کانون خانواده و ديگر آسيب هاي فردي و اجتماعي مي شود.

 

۹ - شکوفايي استعدادها

آخرين ويژگي که مي توان براي يک خانواده بالنده و موفق برشمرد، اين است که خانواده محلي براي آموزش و شکوفا کردن استعدادهاست. در چنين خانواده اي متناسب با شرايط هر فرد، جنسيت، سن و مراحل رشدش به او کمک مي شود تا بياموزد چه وظيفه و نقشي دارد و چگونه مي تواند آن را به نحو احسن ايفا کند.

منبع : www.taamolnews.ir
موضوعات مرتبط :




نظر شما