ظهور و سقوط کی‌روش در فوتبال ایران / بازخوانی پرونده هشت ساله مرد پرتغالی در تیم ملی

فوتبال ایران و مدیرانش عمدتا تمایل دارند با استخدام یک سرمربی نامدار مثل کی روش، همه امور را به او منتهی کرده و با مدلی شبیه آنچه برانکو ایوانکوویچ در پرسپولیس انجام می دهد، پشت او پنهان شوند. این مربی است که در صورت شکست مقصر جلوه داده شده و کنار گذاشته می شود و در صورت پیروزی، غنیمت را اجبارا با مدیران دولتی و بیگانه با ورزش به شراکت می گذارد. در استقلال نیز از وینفرد شفر همین توقع و انتظار می رود و گویا قرار نیست، هیچ گاه فوتبال ایران در ساختار و زیربنا اصلاح شده و به سطح بزرگان برسد!

 

تیم ملی فوتبال ایران، در حالی نیمه نهایی جام ملت های آسیا را به حریف حرفه ای و آماده اش ژاپن واگذار کرد و از راهیابی به فینال بازماند که منتقدترین کارشناسان فوتبال ایران و حتی رسانه های خارجی، نقش یک اشتباه فردی و بچگانه را در رقم خوردن این شکست بارز و پررنگ می دانند.

به گزارش «تابناک ورزشی»؛ به این ترتیب، تیم ملی ایران رویای صعود به فینال قاره را بر باد داد و همزمان به پایان مسیری هشت ساله با کارلوس کی روش، سرمربی پرتغالی اش رسید. همکاری هشت ساله ای که همیشه مسالمت آمیز نبود و به خصوص در نیمه دوم آن، تبدیل به عرصه دشمنی و کشمکش او و مخالفانش در فوتبال ایران شد.

در این هفت بند قصد داریم نگاهی فشرده، فراگیر و همه جانبه به شروع و پایان کار کی روش در تیم ملی فوتبال ایران بیندازیم و عملکرد تیم ملی در این هشت سال را جمع بندی کنیم.

همچنین در این مطلب سعی داریم از جاده انصاف خارج نشویم و مواضع منتقدان و موافقان از آنچه در این دوران گذشت را طرح کنیم.

ظهور و سقوط کی روش در فوتبال ایران / بازخوانی پرونده هشت ساله مرد پرتغالی در تیم ملی

یک/ فوتبال ایران قبل از ورود کارلوس کی روش

کارلوس کی روش در اوج دوران بی سروسامانی وارد فوتبال ایران شد. تیم ملی پیش از کی روش طی تنها چهارسال (حدفاصل سال 2007 - 2011) هفت سرمربی عوض کرد که چهار تن از آنها تنها یک تا چهار بازی مسئول کادرفنی تیم ملی بودند! رکوردی که به جرأت در هیچ تیم ملی دیگری سراغ نخواهیم داشت.

فدراسیون فوتبال ایران بعد از تعلیق فیفا به دلیل دخالت دولت، تن به یک انتخابات بسته و هدایت شده داد و در مجمعی که قرار بود رئیس سازمان تربیت بدنی اش را به ریاست فدراسیون فوتبال بنشاند، با دخالت فدراسیون جهانی و حذف علی آبادی از چرخه ثبت نام، علی کفاشیان مدیری بیگانه با فوتبال که به عنوان سیاهی لشکر و رقیبی فرمالیته با اشاره رئیسش نام نویسی کرده بود، به عنوان تنها نامزد باقی مانده به ریاست رسید!

چنین بود که فوتبال ایران عرصه یادگیری، آموزش و شناسایی مدیری شد که سعی داشت ضعف های پرشمار خود را پشت نقاب بذله گویی و طنازی پنهان کند. او بارها اعتراف کرد آمدنش به فوتبال دست خودش نبود، ولی پس از تنها دو سه سال و تغییر جو سیاسی جامعه، مدعی شد که رفتنش دست خودش است!

در عرصه نتیجه گیری نیز تیم ایران در این دوران با پرویز مظلومی(چهارمسابقه)، منصور ابراهیم زاده(سه مسابقه)، علی دایی (24مسابقه)، اریش روته مولر (یک مسابقه)، افشین قطبی ( 30 مسابقه) و علیرضا منصوریان (یک مسابقه) هیچ دستاوردی جز شکست و ناکامی در مسابقات مقدماتی جام جهانی و مرحله نهایی جام ملتهای آسیا نداشت. نکته عجیب نشستن روته مولر روی نیمکت تیم ملی بعنوان سرمربی بود؛ مدرس پیر آلمانی که برای تدریس مربیگری فیفا در تهران مهمان بود، اینجا ماندگار و به شکل عجیبی نفر اول کادرفنی شد تا هرج و مرج در فدراسیون ایران به تصویر کشیده شود.

ظهور و سقوط کی‌روش در فوتبال ایران / بازخوانی پرونده هشت ساله مرد پرتغالی در تیم ملی

در این دوره بازیکن سالاری و ستاره محوری به اوج خود رسیده بود و این سوپراستارها بودند که برای تیم ملی تعیین تکلیف می کردند. از دیسیپلین خبری نبود و جایگاه سرمربی گری تیم ملی به چالش اعتباری کشیده شد. درگیری ها علنی شد و انتقام گیری و خصومت بین بزرگان فوتبال ایران به درجه اعلا رسیده بود.

فدراسیون فوتبال کامل استقلال نیم بندی که در دوره محمد دادکان به زحمت کسب کرده بود را از دست داد و حتی توان انتخاب مستقل و سریع یک سرمربی برای تیم بزرگسالانش را نداشت. در چنین فضا و شرایطی ناگهان نام کارلوس کی روش سرمربی سابق رئال مادرید پرافتخارترین باشگاه فوتبال دنیا و دستیار پیشین سرالکس فرگوسن در منچستریونایتد سر زبان ها افتاد.

دو/ ظهور کی روش در فوتبال ایران و تحکیم سیطره مرد پرتغالی درفدراسیون بحران زده

ابتدا تصور می شد کی روش هم یکی از اسم های پرطمطراق و دهان پرکنی است که فدراسیون فوتبال برای بازی دادن افکارعمومی و خریدن وقت رسانه ای کرده است و این وصلت سرنخواهد گرفت؛ اما وقتی مرد پرتغالی در جایگاه ویژه ورزشگاه ابوظبی برای تماشای بازی دوستانه ایران و روسیه دیده شد، زمزمه ها رنگ واقعیت گرفت.

کارلوس کی روش به نسل مربیان مؤلف و دارای قوه آموزش تعلق داشت و برای فوتبال ایران که در رده ملی نیز بعضا نیازمند تدریس الفبای فوتبال به برخی ملی پوشان بود، بهترین گزینه محسوب می شد؛ هر چند کی روش در همان بدو ورود به فوتبال ایران، بلبشوی فدراسیون را بو کشید و به اصطلاح دندان یکایک مدیران فعال را شمرد و سرانجام قراردادی بی سابقه برای در اختیار گرفتن سکان هدایت تیم ملی پیشنهاد داد. قرارداد اولیه بارها در رسانه های عمومی داخلی منتشر شده است و مرورش جز شرمساری و تاسف نخواهد داشت؛ پیمانی یکسویه و تحمیلی که مطبوعات آن را ترکمنچای فوتبال نامیدند.

Image result for ‫کی روش + گودرزی‬‎

کی روش بلافاصله فتح خاکریزهای اختیارات در فوتبال ایران را استارت زد و هر مانعی را در این مسیر با سماجتی حوصله و مثالزدنی کنار زد. او با ابزار رسانه و قرارداد یکطرفه اش، بر منتقدانش تاخت و از دبیرکل گرفته تا نایب رئیس و رئیس کمیته فدراسیون را به باد حملات بی امان خود گرفت و تا حذف کامل آنها از پای ننشست. هر مدیر و بازیکن و مربی که علیه کی روش جمله ای به زبان راند، به طرز شگفت انگیزی دیر یا زود حذف می شد. در این میان مدیرعامل باشگاهی و همکاران داخلی و خارجی اش در تیم های باشگاه نیز مصون نماندند.

کی روش بعد از حذف کمیته فنی فدراسیون، کمیته تیم های ملی را نیز از ساختار فوتبال ایران محو کرد و سپس سراغ جایگاه سرپرست تیم ملی رفت و کم کم این پست مدیریتی را تا حد یکی از زیرمجموعه های سرمربی در تشکیلات تیم ملی تنزل داد. او تشکیلات روابط بین الملل فدراسیون را هم به خدمت خود درآورد و قرارداد بازی های دوستانه و کمپ اردوهای خارجی به امر او بسته می شد و در یک کلام، فدراسیون بدون اجازه او اجازه آب خوردن هم نداشت. او حتی کوچکترین نظر مخالف از دستیاران خود را نیز برنمی تافت و علی کریمی، مجید صالح، امید نمازی و ... را از تیم ملی کنار گذاشت.

کی روش در چند نوبت با نفر اول دستگاه ورزش ایران که وزیر یا معاون رئیس جمهور محسوب می شد نیز درگیر شد و هر بار نوک هرم را نیز نشانه گرفت. کی روش از سعیدلو گرفته تا عباسی و محمود گودرزی را بی نصیب نگذاشت و در آخرین نمونه نیز چندی پیش مسعود سلطانی فر را هم از دم تیغ مصاحبه های نیش دار خود گذراند.

سه/ منتقدان علیه کی روش چه در چنته دارند؟

مخالفان کی روش پرونده ای قطور علیه او دارند و با استناد به آن سال ها، علیه کی روش فریاد می زنند؛ اما واقعیت این است که هر بار مغلوب محبوبیت فوق العاده وی شده و ناچار به سکوت مقابل موج ویران کننده خواست عمومی شده اند.

دخالت غیرقابل قبول در تشکیلات مدیریتی فوتبال ایران، دریافت های مالی نجومی با مزایای بی نظیر و پاداش های ارزی هنگفت، انتخاب های مشکوک در آستانه برخی تورنمنت های بزرگ و حذف چندین مهره شایسته از لیست تیم ملی، ورود به مسائل مالی تیم ملی مثل قراردادهای کمپ خارجی، سفرها و البسه تیم، نگاه از بالا به پایین و بکارگیری توهین و جملات غیرمسئولانه علیه مدیران ایرانی و تحقیر عناصر رده بالای فوتبال ایران، بازی تدافعی صرف مقابل تیم های قدتمند فوتبال جهان ونداشتن پلان B در زمان شکست، عدم به کارگیری مربیان شایسته ایرانی در کادرفنی تیم ملی به عنوان دستیار در جهت انتقال دانش و تجربه در جهت ساختن نسل بعد از خود، بی اعتنایی به لیگ برتر ایران و عدم سرکشی به استادیوم های شهرستانی، رد بازی تدارکاتی با تیم های سرشناس دنیا و ترس از تقابل با رقبای قوی تر، انتخاب تیم های بحث برانگیز آفریقایی برای بازی های دوستانه و نقش یک شرکت دلال در قرارداهای فی مابین که شائبه زدوبند مالی را مطرح نمود، همه و همه تنها بخشی از ایرادها و انتقاداتی است که مخالفان و دشمنان کی روش به او نسبت داده اند و شاید بتوان بخش عمده ای از آن را تأیید کرد.

کی روش بیش از هر سرمربی دیگری فرصت و مجال برای تغییر تاکتیک و سبک بازی فوتبال ایران داشته است، اما هیچگاه تاثیر عمیق و زیربنایی روی فوتبال کشورمان نگذاشت و تیمهای ملی او اغلب گلخانه ای تمرین و آموزش داده شدند و بدنه فوتبال ایران هیچ استفاده عمده ای از علم روز کی روش نکرد. در این میان شاه بیت غزل منتقدان کی روش این جمله است: «او با دستمزد سرسام آور یک حلبی هم برای فوتبال ایران نیاورد!»

ظهور و سقوط کی روش در فوتبال ایران / بازخوانی پرونده هشت ساله مرد پرتغالی در تیم ملی

چهار / دستاوردها و رهاورد کی روش در فوتبال ایران چه بود؟

کی روش تیم ملی فوتبال ایران را به صدر رنکینگ فوتبال آسیا برگرداند و برای شش سال متوالی این تیم را در نوک قله قاره کهن نگاه داشت. این اما نمی تواند به تنهایی دلیلی بر موفقیت فنی او و دستیارانش باشد. کی روش برای نخستین بار برای دو بار متوالی، ایران را به جام جهانی رساند که بار دوم تیم ملی اقتدار بی نظیری از خود به نمایش گذاشت. او در دو دوره جام ملتها هدایت تیم ملی را برعهده گرفت که هر بار با یک اتفاق تلخ و اشتباهی عجیب از رسیدن به فینال بازماند.

کی روش برای فوتبال بدون امکاناتِ ایران چانه زنی کرد و با پافشاری، مرکزی حرفه ای و تخصصی برای آماده سازی تیمهای ملی با بودجه فدراسیون و فیفا برجای گذاشت که پیش از او یک رویا بود. چمن های کمپ تیم ملی از زمین هایی عام المنفعه، به محلی اختصاصی برای تیم های ملی بدل شد.

او ریشه بازیکن سالاری را در تیم ملی ایران خشکاند و از تیم ملی مجموعه ای منظم و منضبط ساخت. کی روش انحصار دعوت بازیکنان به تیم ملی را شکست و دیگر قرمز و آبی حاکم لیست های مختلف مدعوین به تیم ملی نیستند. در آغاز کار کی روش چشمه فوتبال ایران در اعزام بازیکن به فوتبال اروپا خشکیده بود اما امروز بخش عمده ای از ترکیب اصلی تیم ملی در لیگ های اروپایی هر چند درجه دو بازی می کنند. در هر پست تیم ملی دو یا سه بازیکن توسط کی روش مهیای حضور در مسابقات شده اند و امروز می توان به آسانی سه تیم ملی برای رقابت با حریفان آماده کرد.

نحوه بازی تیم ملی در دوران کی روش یکی از مهمترین دستاوردهای مرد پرتغالی است. از تیم او به جز مواردی نادر، بازی سردرگم و بی برنامه ندیدیم و اگر تیم ملی در مسابقه ای دفاع کرده، آن را روی تاکتیک دیکته و از پیش تعیین شده به مرحله اجرا گذاشته است. مدتهاست از بازی سردرگم و دیمی خبری نیست و بازیکنی که در میدان ساز خودش را بزند از ترکیب و کل تیم کنار گذاشته خواهد شد.

ظهور و سقوط کی روش در فوتبال ایران / بازخوانی پرونده هشت ساله مرد پرتغالی در تیم ملی

کی روش تیم ملی کشورمان را به کابوسی برای حریفان آسیایی و بعضا قدرت های بزرگ دنیا تبدیل کرد و برای نخستین بار در جام جهانی تیم ملی ایران با هدایت او چهار امتیاز کسب کرد و تنها یک بار و آن هم با کمترین اختلاف ممکن باخت. اعتماد به نفس در تیم ملی به اوج خود رسید و تیم ملی با ساختاری پیچیده به غول های دنیا هم باج نداد.

حریفانی که سابق تصور می شد مقابلشان زنگ تفریح باشیم و گلباران شویم، به قدرت دفاع ایران ایمان پیدا کردند. دیدارهای خاطره انگیز مقابل آرژانتین، اسپانیا، پرتغال و کره جنوبی در ذهن هواداران تیم ملی مانده است.

کی روش به تیم ملی شخصیت داد و دٌم افراد غیرضرور و همراهان همیشگی تیم ملی را از اطراف بازیکنان قیچی کرد. او در جدال های بین المللی از حیثیت و اعتبار پرچم کشورمان دفاع کرد و در ظاهر یا باطن، تعصب خود به پیراهن تیم ملی ایران را بارها علیه حریفان به رخ کشید. کی روش هیچ گاه از سکوهای کم لطف فوتبال ایران «هو» نشد و همواره رابطه خوبی با کلیت فوتبال دوستان و هواداران تیم ملی داشت.

پنج/دلایل قدرت نمایی مطلق کی روش در فوتبال ما

این همه اما تنها یک روی سکه است. اگر حکومت کارلوس کی روش تا این حد بر فوتبال ایران سایه افکند، حتما به دلیل وجود پیش زمینه هایی است که این پدیده را موجب شد که مهمترین آن بدون تردید ضعف مطلق مدیریتی و فقدان یک رئیس مقتدر و با کفایت بود. کی روش، ستون های قدرت خود را در اوج بحران فدراسیون علی کفاشیان گذاشت و این پایه ها چنان قطور و قدرتمند بود که در دوره مهدی تاج طی دو سه سال اخیر، به سختی قابل رسوخ نشان می داد.

تاج در آستانه بازی های مهم مقدماتی جام جهانی فدراسیون را تحویل گرفت و پس از جام جهانی روسیه نیز تعویض مربی در فاصله شش ماه تا جام ملتها را غیرممکن و غیراصولی دید. در واقع او به رغم مخالفت با بسیاری از بندهای قرارداد کی روش و حتی رفتارهای خارج از چارچوب سرمربی سرشناس، مجالی برای تغییرات نیافت و ابقای کی روش تا پایان جام هفدهم آسیا، به او تحمیل شده بود. با این حال اجازه فعالیت برخی ایجنت های بدنام کنار کی روش برای تدارک بازی های دوستانه و جنجالی تیم ملی با تیم های درجه چهار آفریقایی و آمریکایی و کشورهای بدون لیگ و رئیس فدراسیون، از جمله انتقاداتی است که به مهدی تاج وارد است.

در واقع افکار عمومی و مخالفان کی روش در فوتبال ایران، باید این نکته را دریابند که سیطره بی حدومرز مرد سیاستمدار پرتغالی در فوتبال ایران، بدون چراغ سبز مدیریت فدراسیون به خصوص در دوره کفاشیان، غیرممکن بوده است. هر آنچه در این هشت سال اتفاق افتاد، برآیندی واقعی از اختیاراتی است که در قرارداد همکاری دو طرف روی آن تصریح و تأکید شده است و هر آنچه اضافه بر آن رخ داده، تنها به عدم درایت و کفایت مدیران ارشد فدراسیون برمی گردد.

ظهور و سقوط کی روش در فوتبال ایران / بازخوانی پرونده هشت ساله مرد پرتغالی در تیم ملی

شش/آیا کی روش در ایران موفق بود؟

واقعیت این است که فوتبال ایران سرمربی خارجی را به چشم یک ناجی تام و تمام می نگرد و با استخدام یک مربی تراز اول، خواسته هایی را از او طلب می کند که انجامش تنها در حیطه توانایی ها و اختیارات او نیست.

فوتبالی که سال هاست در گرفتن حق پخش تلویزیونی مهمترین ممر درآمد فوتبال حرفه ای دنیا ناکام مانده است، فوتبالی که توان مطالبه قرارداد تبلیغات محیطی اش را ندارد، فوتبالی که اختیار نام و برند تجاری اش را ندارد و آنها را در کف کوچه و بازار بر چوب حراج و تاراج می بیند، فوتبالی که تعداد ورزشگاه های استانداردش برای برگزاری رویدادهای بین المللی حتی به عدد سه هم نمی رسد و اصل پرورش استعداد در آکادمی هایش را به باد فراموشی سپرده است و 5 درصد بودجه باشگاه ها و فدراسیونش هم در فوتبال پایه هزینه نمی شود، فوتبالی که تا همین اواخر اجازه بلیت فروشی مسابقاتش را نیز نداشت، فوتبالی که در محافظت دیوار استقلال خود از سیاست و دولت عاجز است و چهره های سیاسی کنارمانده و بیگانه با فوتبال را در هیأت مدیره ها و هیأت رئیسه هایش می بیند، چگونه ادعای قهرمانی آسیا در حضور کشورهای سازمان یافته این رشته مثل کره جنوبی، استرالیا و ژاپن را دارد؟

هفت/ فوتبال ایران از سرمربی خارجی چه می خواهد؟

به نظر می رسد فوتبال ایران و مدیرانش عمدتا تمایل دارند با استخدام یک سرمربی نامدار، همه امور را به او منتهی کرده و با مدلی شبیه آنچه برانکو ایوانکوویچ در پرسپولیس انجام می دهد، پشت او پنهان شوند. این مربی است که در صورت شکست کنار گذاشته شده و مقصر جلوه داده می شود و در صورت پیروزی، غنیمت را با مدیران دولتی به شراکت می گذارد. در استقلال نیز از وینفرد شفر همین توقع و انتظار می روند که یک تنه بر همه کاستی ها سرپوش بگذارد و با چوب جادوی خود معجزه کرده و برای باشگاه بدون ساختار حرفه ای، ستاره سوم آسیایی را به ارمغان بیاورد!

اگر کی روش، کت قهرمانی آسیا را برای ایران گشاد دانست، اشاره صریحی بود بر همین نکات مهم و محوری، که نمی شود بدون ساختن پله های نردبان، از دیوار فوتبال حرفه ای دنیا بالا رفت و خیلی ارزان به موفقیت های عظیم و جهانی رسید. کی روش بارها در کنایه یا با صراحت، فریاد زد که آنچه مسئولان ارشد ورزش به عنوان امکانات لاکچری تیم ملی در نظر می گیرند، اولیه ترین تجهیزات و پیش نیازها برای داشتن یک تیم معمولی است و با فاکتورهای لازم برای ساختن یک مجموعه باکیفیت فاصله ای بعید دارد.

ظهور و سقوط کی روش در فوتبال ایران / بازخوانی پرونده هشت ساله مرد پرتغالی در تیم ملی

کی روش در فوتبال ایران دانش و توان خود را به کار گرفت و دستمزدی متعارف با نام خود نیز دریافت کرد و هر گونه اعتراض به میزان دریافتی او و عدم سنخیت آن با کارنامه این سرمربی، در فوتبال روز و حرفه ای دنیا کاملا مردود و مسخره است. چه اگر قرار به انتقاد و مخالف خوانی بود، بیش از یک میلیارد چینی باید برای پرداخت سالانه حدود شش میلیون دلار دستمزد به مارچلو لیپی آن هم در شش سال فعالیت بی حاصل او قیام می کردند. مربی که با خیل نیروی انسانی، بودجه ای غیرقابل مقایسه با تیم ملی ایران، امکاناتی کم نظیر در دنیا و بالاترین حقوق در فوتبال جهان، بعد از شکست سه بر صفر مقابل ایران همه چیز را به نفرات بعد از خود محول کرد و بدون هیچ دستاوردی به ایتالیا برگشت.

واقعیت این است که کارلوس کی روش مانند هر انسان دیگری مجموعه ای از نقاط تیره و روشن است و نمی توان با یک حکم کلی او را «پیروز یا مغلوب»، «خوب یا بد» و «موفق یا ناکام» خواند. این ماییم که باید دریابیم با استخدام بزرگترین و سرشناس ترین مربیان دنیا نیز بدون اصلاح بنیادی ساختار و تشکیلات فوتبال کشورمان، راه به جایی نخواهیم برد و فارغ از برد و باخت های مقطعی، حق ادعای قهرمانی در تورنمنت هایی چون جام ملت های آسیا را نخواهیم داشت.

نویسنده: مجید کوهستانی

منبع : tabnak.ir
موضوعات مرتبط :




نظر شما