ساده زیستن پیامبر اکرم (ص)

همانطوری که گفتیم، ساده زندگی کردن در همه امور زندگی، در خوراک در لباس و پوشاک، در معاشرت ها، یک

[58]

اصل مسلم است که در زندگی پیامبر اکرم (ص) دیده می شود.

برای روشن شدن این موضوع که پیامبر اکرم (ص) چگونه ساده زیستن را اختیارکرده بود، به این روایت توجه فرمائید.

روایتی است که امام حسن مجتبی (ع) از دائی ناتنی خود، به نام هند پسر ابی خالد، چنین تعریف می کند که: هند فرزند خوانده پیامبر اکرم (ص) و برادر ناتنی حضرت زهرا «س» فرزند حضرت خدیجه بود از شوهری که قبل از رسول اکرم (ص) اختیار کرده است. پیامبراکرم (ص) پسر خوانده دیگری نیز بنام اُسامة بن زید داشته است که، مادرش زینب دختر جَحْش بود، که از هند کوچکتر بوده است. هند چون در آن زمان 13سال در مکه و بعد از آن نیز10 سال در مدینه در خدمت پیامبراکرم (ص) بود، وهمچنین در خانه آن حضرت بزرگ شده بود، از این جهت بر تمام جزئیات زندگی آن بزرگوار آگاهی کامل داشت، بخاطر همین امام حسن مجتبی (ع) در سن طفولیت با آگاهی از شناخت هند نسبت به رسول اکرم (ص) ازاوسئوال کرد: ای هند! جدم پیامبراکرم (ص) را آن طور که دیده ای برای من تعریف کن.

هند برای امام حسن مجتبی (ع) پیامبر اکرم (ص) را این طور توصیف کرده و امام حسن مجتبی (ع) هم برای دیگران عیناً نقل کرده است که: کانَ رَسُولُ اللهِ خَفیفُ اْلمَوؤنَه. یعنی پیامبر اکرم (ص) در

[59]

زندگی خود روش ساده زندگی کردن را انتخاب نموده بود، در همه امورات زندگی.(17)

و یا در روایتی که اهل سنت هم نقل کرده اند، آمده است که: یکی از خلفا در شرائط خاصی وارد اتاق پیامبر اکرم (ص) شد. و این در حالی بود که، حضرت از قصه زن هایش اعراض کرده وآنها را مخیر کرد بین طلاق یا صبر کردن به زندگی ساده.

عده ای از زنها گفتند: وضع زندگی ما، خیلی ساده است، از این غنائمی که در جنگ و غیرجنگ به دست می آید به ما هم بدهید، حضرت فرمود: زندگی من یک زندگی ساده است اگر می خواهید به همین زندگی ساده صبر کنید و بسازید، و اگر هم نمی خواهید من حاضرم که شما را طلاق بدهم و چیزی هم بعنوان مهریه به شما بپردازم.

همه گفتند: نه یارسول الله، ما به همین زندگی ساده می سازیم.

یکی از خلفا وقتی که اطلاع پیدا کرد که حضرت از زنها ناراحت شده است، خدمت حضرت رسید تا با حضرت صحبت کند.

او می گوید: شخص سیاهی آن جا بود که در واقع به منزله

[60]

دربان و نگهبان بود وحضرت به او سپردند که کسی وارد نشود. من رفتم به این شخص گفتم: به حضرت بگو که فلانی است، آن شخص رفت و برگشت، گفت: حضرت جوابی ندادند و چیزی نگفتند.

او می گوید: من رفتم و دوباره آمدم، اجازه خواستم، حضرت اجازه ورود ندادند، دوباره رفتم، و برای بار سوم مراجعه کردم، این بار حضرت اجازه ورود دادند.

وارد اتاق شدم، دیدم پیامبر اکرم (ص) در اتاق استراحت کرده که کف آن اتاق را فرشی پوشانده بود که از لیف خرما درست کرده بودند، حضرت از جا حرکت کردند، دیدم اثر زبری وخشونت فرش روی بدن مبارک آن حضرت به جا مانده است و خیلی ناراحت شدم.

به پیامبر اکرم (ص) عرض کردم: یا رسول الله چرا باید وضع شما این گونه باشد؟! درحالی که کسراها و قیصرها و امثال اینها، غرق درنعمت ها باشند، ولی شما که پیامبر خدا هستید یک چنین وضعی داشته باشید؟ حضرت ناراحت شدند و ازجا بر خاست و فرمود: این حرف ها چیست که می گوئی؟

آیا دنیا به نظرت جلوه کرده است؟

حال که من این ها را ندارم، برای من محرومیت است و برای

[61]

آنها ئی که چنین نعمت ها را دارند نعمت است؟

به خدا قسم که تمام آنها نصیب مسلمین می شود، واین مال و منال برای کسی افتخار نمی آورد.(18)

بنابراین رفتار پیامبر اکرم (ص) هم چون سخن آن حضرت الگو و اسوه است برای شما، بر همه پیروان و دوستان آن حضرت لازم است که از اصل ساده زندگی کردن و سبک بودن بار زندگی استفاده کنند و سبک بال وآسوده خاطر باشند.

زیرا در قرآن مجید آمده است که: لَقَدْ کانَ لَکمْ فی رَسُولِ اللهِ اُسْوَه حَسَنَه.

یعنی رفتار پیامبر اکرم (ص) همچون سخن آن حضرت باید برای همه اسوه والگو باشد، باید مرکز وکانون باشد که ما از آن کانون و ظائفمان را بدست آوریم و عمل کنیم، نقل تاریخ به تنهای کافی نیست، بلکه تفسیر و توجیه عمل و رفتار پیامبر اکرم (ص) مهم است. چون خود آن حضرت فرمودند: سخنانی که از من می شنوید ضبط کنید، نگه داری کنید و به نسل های آینده تحویل دهید. و بعد فرمودند: چه(19) بسا نسل های آینده حرف مرا

[62]

بهتر از شما بفهمند.

(17)- نظام اخلاقی، ص 320.(18)- نظام اخلاقی، ص326.(19)- سفینه، ج 1، ص 392.

منبع : hawzah.
موضوعات مرتبط :




نظر شما